یک هنرمند نقاش معتقد است: «کانون جهانگردی و اتومبیلرانی به ازای پولی که برای اجارهی موزهها دریافت میکند، خدمات نمیدهد.»
حسین هاتفیکیا که از نهم تا چهاردهم مهرماه امسال نمایشگاهی را شامل تابلوهای نقاشی خود در موزهی نگارستان مجموعهی تاریخی ـ فرهنگی سعدآباد برگزار کرده بود، در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، توضیح داد: «برای برپایی این نمایشگاه، حدود سهسال زمان صرف کردم و برای پیدا کردن طرحهای این تابلوها، مجبور شدم زمان و هزینهی زیادی صرف کنم تا به نقاط مورد نظر سفر کنم. درحالیکه از لحاظ مالی با محدودیت مواجه بودم؛ اما این شرایط را تحمل کردم. نمایشگاههایی که با این تابلوها در شهرستانهای سبزوار و شهسوار برپا کردم، با استقبال زیادی مواجه شدند. بنابراین تصمیم گرفتم، سومین نمایشگاه از تابلوهای آبرنگ خود را در تهران برگزار کنم.»
وی بیان کرد: «برای برپایی این نمایشگاه نخست با فرهنگسرای نیاوران مذاکره کردم؛ اما چون برنامههای آنها تا اسفندماه امسال پر بود، به پیشنهاد مسؤولان این فرهنگسرا و براساس تمایل خود، موضوع را با مسؤول موزهی ملت در مجموعهی تاریخی ـ فرهنگی سعدآباد مطرح کردم که با استقبال مواجه شد و حتا مسؤولان پیشنهاد دادند، مجموعهی آثار خود را با نقشهایی از مناطق غربی ایران تکمیل کنم که سفر به آن منطقه و عکسبرداری و آماده کردن تابلوهای آن، تا ماه رمضان طول کشید.»
این هنرمند نقاش ادامه داد: «برای این نمایشگاه حدود یکمیلیون تومان هزینهی چاپ پوستر و کارتهای دعوت کردم. درحالیکه با مشکل مالی مواجه بودم؛ اما اطمینان داشتم، نتیجهی دلخواه را بهدست میآورم، چون از هیچ کاری دریغ نکرده بودم و به هر جایی که میشد، رفتم تا افراد بیشتری را دعوت کنم.»
هاتفیکیا با شرح جزییاتی از رنجهایی که برای برپایی این نمایشگاه تحمل کرده بود، گفت: «درحالیکه تمام شرایط را برای برپایی این نمایشگاه آماده کرده بودم، دو روز مانده به آغاز کار نمایشگاه، از سعدآباد با من تماس گرفتند و گفتند، به هیچ عنوان حق برگزاری نمایشگاه را در موزهی ملت ندارم. این درحالی بود که از پیش، تمام برنامهها را با مسؤول موزهی ملت هماهنگ کرده بودم و همهی کارتهای دعوت و پوسترها به نشانی این موزه پخش شده بودند. آنها من را به موزهی نگارستان هدایت کردند و اطمینان دادند، تمام مهمانان را به سمت این موزه هدایت میکنند.»
وی اظهار داشت: «مسؤولان سعدآباد بار دیگر روز هشتم مهرماه درحالیکه فقط یک روز به آغاز کار این نمایشگاه باقی مانده بود، با من تماس گرفتند و گفتند، این مجموعه زیر نظر کانون جهانگردی و اتومبیلرانی است و تا زمانی که من با این کانون قراردادی نبندم، مسؤولان این مجموعه (سعدآباد) اجازهی برگزاری نمایشگاه را ندارند.»
این هنرمند نقاش ادامه داد: «وقتی به کانون مراجعه کردم، مسؤول مربوط گفت که من اجازهی برگزاری نمایشگاه را در سعدآباد ندارم و باید نخست با آنها قرارداد امضا کنم. به او گفتم، چرا اکنون درحالیکه سهماه برای این نمایشگاه برنامهریزی کردهام و تمام زندگیام تحتالشعاع آن قرار گرفته است، این موضوع را خبر میدهند که آن مسؤول گفت، آقایانی که در سعدآباد هستند، نباید این اجازه را به شما میدادند.»
وی بیان کرد: «مسؤول مربوط در کانون جهانگردی و اتومبیلرانی قیمت تابلوها را پرسید و گفت روزی دومیلیون تومان برای اجارهی موزهی نگارستان در مجموعهی سعدآباد باید بپردازم. از آنها خواستم راه دیگری را پیشنهاد دهند، چون فردای آن روز، نمایشگاهم برپا میشد و من پول مورد نظر آنها را نداشتم. آنها دربارهی نحوهی توافقم با مجموعهی سعدآباد پرسیدند که گفتم قرار بود، درصدی از فروش تابلوها را به آنها بپردازم.»
هاتفیکیا گفت: «اما آنها (مسؤولان کانون جهانگردی و اتومبیلرانی) این پیشنهاد را که درصدی از فروش تابلوها را به آنها بدهم، نپذیرفتند و گفتند چقدر پول میتوانم پرداخت کنم که روی آن توافق کنند، چون با میزان فروش کارهای من کاری ندارند. آنها دوستانه مطرح کردند که با کمترین مبلغ، یعنی روزی ۱۰۰هزار تومان با من قرارداد میبندند و در واقع، کمترین مبلغ را هم گرفتند. آنها میخواستند، پولی را پیش از برپایی نمایشگاه بدهم که گفتم، واقعا اینقدر پول ندارم و اگر میخواهید، این نمایشگاه را لغو کنید؛ اما جواب مردم را خودتان بدهید.»
وی اظهار داشت: «در سهماهی که برای آماده کردن این نمایشگاه تلاش میکردم، چند نمایشگاه دیگر در موزهی ملت سعدآباد برپا شدند، درحالیکه به گفتهی برپاکنندگان آن نمایشگاهها، هیچیک از آنها با کانون قرارداد نداشتند. همچنین اگر مسؤول موزهی ملت در زمان توافقهای ما و حتا پس از آن، از این موضوع مطلع میشد، حتما آن را مطرح میکرد تا این مشکلات پیش نیایند.»
این هنرمند نقاش ادامه داد: «براساس قراردادی که با کانون جهانگردی و اتومبیلرانی تنظیم کردیم، باید روزی ۱۰۰هزار تومان در مدت شش روز برپایی نمایشگاه به حساب کانون جهانگردی و اتومبیلرانی پرداخت میکردم. براساس این قرارداد، زمان برپایی نمایشگاه از هشت صبح تا هشت بعدازظهر بود، درحالیکه مجموعهی سعدآباد از پنج بعدازظهر تعطیل میشد و مردم کمی به این مجموعه میآمدند.»
وی گفت: «در این مدت، افراد خیلی کمی برای بازدید از نمایشگاه آمدند و تعداد آنها حدود ۶۸ نفر در شش روز شد. درحالیکه من دست کم برای ۲۵هزار نفر تبلیغ کرده بودم. البته روز آخر نمایشگاه همزمان با پردهبرداری از اثر یک هنرمند مجسمهساز بود که مهمانان زیادی داشت و حضور آنها موجب شد، تعداد بازدیدکنندگان نمایشگاه نقاشی من هم زیاد شود؛ اما در کل، تابلوهای زیادی را نتوانستم بفروشم. این استقبال اندک، فشار روحی زیادی را پس از آن همه تلاش به من وارد کرد و مدام این پزسش را از خود میپرسم که هنر واقعا چه جایگاهی دارد؟»
او ادامه داد: «درحالیکه دو روز به پایان این نمایشگاه باقی مانده بود، فردی از کانون جهانگردی و اتومبیلرانی آمد و درحالیکه خود را حسابدار این کانون معرفی کرد، گفت قرار بوده است، من ۵۰۰هزار تومان به حساب این کانون واریز کنم، چون آنها نسبت به دیگران پاسخگو هستند. تا آن زمان، حتا یک تابلو هم نفروخته بودم. بنابراین از آنها خواستم تا پایان زمان برپایی نمایشگاه صبر کنند و اگر نتوانستم کاری کنم، اجازهی خروج این تابلوها را از سعدآباد ندهند، چون بهخاطر این تابلوها حتما پول مورد نیاز آنها را تهیه میکنم. البته آنها برای اجارهی موزهی نگارستان با این قیمت، بسیار همکاری کردند و واقعا میخواستند کار ما راه بیفتد، چون گالریهای معمولی این قیمت را دارند.»
هاتفیکیا گفت: «چون نتوانستم این پول را پرداخت کنم، دو روز مانده به پایان نمایشگاه، به من اجازهی ورود به مجموعه را ندادند و به دیگران هم اجازهی بازدید نمیدادند. با رییس مجموعهی سعدآباد صحبت کردم تا در صورت امکان، با مذاکره این مسأله را رفع کند که قول مساعد داد؛ اما در همین حال، مدیر موزهی ملت با پرداخت ۵۰۰هزار تومان که حتا به ازای آن، رسیدی هم دریافت نکرد، کمک کرد تا این نمایشگاه ادامه یابد.»
وی افزود: «معمولا روال کار برپایی نمایشگاهها این است که درصدی از فروش تابلوها را میگیرند و اگر قرارداد کانون جهانگردی و اتومبیلرانی نبود، ما هم همانطور توافقی با موزهی ملت، نمایشگاه را برپا میکردیم.»
او گفت: «امکانات خوبی در ازای دریافت این پول داده نمیشوند. ما دست کم انتظار داشتیم، آنها در قبال دریافت این پول، نمایندگان رسانهها را برای پوشش خبری نمایشگاه دعوت کنند یا تبلیغات مختصری انجام دهند. آنها حتا روی چگونگی برپایی نمایشگاه در این فضاهای تاریخی نظارت نمیکنند.»
این هنرمند نقاش ادامه داد: «از صداوسیما برای پوشش این نمایشگاه آمده بودند؛ اما به آنها اجازهی ورود به مجموعهی سعدآباد داده نشد، چون حراست این مجموعه میگفت، باید برای ورود رسانهها به مجموعه هماهنگی و نامهنگاری شود.»
او دربارهی اینکه تفاوت برپایی نمایشگاه در مجموعههای تاریخی با گالریها چیست؟ اظهار کرد: «برپایی نمایشگاه در فرهنگسراها خیلی بهتر است. مسؤولان آن مجموعهها هیچ کاری نکنند، دست کم تبلیغات مختصری انجام میدهند. گالریدارها معمولا مجموعهدارانی هستند که برای دریافت درصدی کمیسیون، چند نفر را دعوت میکنند؛ اما سعدآباد با وجود همهی خوبیهایش، کمتر از گالریها مورد استقبال قرار میگ
ارسال نظر