شیشه وقتی آینه است که یک رو داشته باشد ...


۱۳ آذر ۸۷

مجید مجیدی معتقد است: باید قدری فضای جامعه باز گذاشته شود تا در قالب آن خلاقیت‌ها نیز ظهور کنند، چرا که در هر زمینه‌ای، هنگامی که جلوی خلاقیت گرفته شود، ابتذال رشد خواهد کرد.

به گزارش خبرنگار سینمایی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)؛ مجید مجیدی کارگردان سینما روز گذشته ـ دوازدهم آذرماه ـ در ادامه‌ی حضورهای دانشگاهی‌اش همزمان با اکران «آواز گنجشکها» در دانشگاه علامه طباطبایی تهران حاضر شد و به سوالات مختلفی پاسخ داد.

قطعا آثارم خالی از نقص نبوده‌اند

مجیدی درابتدای این نشست، درباره‌ی تعریف‌هایی که از سینمای او انجام شده بود، گفت: قطعا آثارم که پیش‌ از این ساخته‌ام، خالی از نقص نبوده اما همواره تلاش کرده‌ام که در هر فیلم یک برگ به نهال فیلم‌هایم اضافه شود، حال این برگ می‌تواند از نظر معرفتی و یا از جنبه‌ی تکنیکی مورد توجه قرار گیرد.

او ادامه داد: هر هنرمند، سیروسلوک خاص خود را دارد و خداوند برای من نیز این‌گونه مقرر کرده است. در واقع از خود چیزی نداشتیم و هرآنچه که نصیب ما شده از الطاف الهی بوده است.

کارگردان «آواز گنجشک‌ها» در ادامه عنوان کرد: گاه اظهار لطف‌ها به‌گونه‌ای است که مرا شرمنده می‌سازد، حال آنکه من کارخاصی انجام نداده‌ام، اما متاسفانه آنقدر کم‌کاری صورت می‌گیرد که به نظر می‌رسد من کار مهمی انجام داده‌ام. باید توجه داشته باشیم که جریان این کشور به قدری عظمت دارد که من در برابر آن مانند قطره‌ای در مقابل اقیانوس هستم. اما متاسفانه ذخایر و گنجینه‌های این کشور هنوز کشف نشده‌اند.

مجیدی هم‌چنین به ظرفیت جوان کشور اشاره کرد و افزود: همواره یکی از دلخوری‌های من این بوده که با توجه به این حجم جمعیت جوان، که خود بزرگترین دستاورد کشور محسوب می‌شود و ارزش آن به مراتب بیش از هرسرمایه دیگری از جمله نفت است، همواره این جمعیت جدی گرفته نشده‌اند، که این مساله جای تاسف دارد و درموارد متعددی موجب هجرت این جوانان و پدیده فرار مغزها می‌گردد.

او با بیان این‌که در سفری که چندی پیش به آمریکا داشته، یکی از جوانان موفق ایرانی را آنجا دیده و دلش به درد آمده است، گفت: از این اتفاق‌ها به وفور صورت می‌گیرد و اکثر این هجرت‌ها نیز به‌دلیل بی‌توجهی و نرسیدن‌های ماست. متاسفانه در بسیاری موارد، شرایط دانشجویان ما تاسف‌آور است و امکانات دانشگاه‌ها به هیچ‌ عنوان در شأن دانشجویان نیست. طی بازدید‌های مختلفم، خوابگاه‌هایی را دیده‌ام که به هیچ عنوان در شأن یک دانشجو نیستند و حتی انسان شرم می‌کند که یک دانشجوی در آنها ساکن است.

او هم‌چنین ورود به دانشگاه‌ها را نوعی کابوس دانست و افزود: هنگامی که امکانات و تجهیزات دانشگاه‌های ایران را با سایر کشورها مقایسه می‌کنیم، غبطه می‌خوریم که چرا باید چنین دانشگاهی کابوس جوانان ما باشد و انسان غبطه می‌خورد که چرا نباید این امکانات درکشوری که موج عظیمی از جوانان را دارد، نیز وجود داشته باشد.

این کارگردان هم‌چنین خاطرنشان کرد: همیشه معتقد بوده‌ام که نباید ما نیز این مسیر را ادامه دهیم، بلکه باید خود مسیری جدید ایجاد کنیم. در سینمای ایران نیز وضعیت به همین شیوه است. اگر امروز قلب سینمای ایران به انحراف دچار شده است، دلیل نمی‌شود که من کارگردان نیز همین مسیر را بروم و دراین جریان قرار گیرم. ما هریک وظیفه و اصالتی داریم و باید به آنها پایدار بمانیم و از نظر من پایداری یکی از رمزهای موفقیت است.

مجیدی در ادامه صحبت‌هایش نیز ابزار امیدواری کرد که ضمن رشد کمی‌وکیفی دانشگاه‌ها، قدر نیروی جوان این مملکت بیش از پیش دانسته شود.

نه سینمای دینی داریم، نه اجتماعی

کارگردان فیلم سینمایی «بچه‌های آسمان» در بخش دیگری از این نشست نیز به وضعیت فرهنگی کشور اشاره کرد و گفت: از نظر من، درحال حاضر، نه سینمای اجتماعی داریم و نه سینمای دینی. چرا که سینمای اجتماعی نیازمند آستانه تحمل است، اما متاسفانه درهیچ یک از ارکان کشوری ما چنین تحملی وجود ندارد. هنرمند در هر حوزه‌ای که بخواهد دخول کند، قطعا یکی از این افراد به مخالفت با او خواهد پرداخت و به‌طور کل می‌توان گفت که اساسا نگاه مومنانه‌ای به این مساله وجود ندارد.

او ادامه داد: متاسفانه ورود به فضای سینمای اجتماعی بسیارسخت شده و ممیزی‌ها و تغییرات مدیریت نیز مشکلات متعددی را برسر راه این سینما قرار می‌دهد. البته این حرف به آن معنا نیست که جریان فرهنگی حاکم برکشور به دست مدیران هدایت می‌شود. جریان فرهنگی _ هنری کشور امری ناپیداست و هرفردی در هر حوزه‌ای به خود اجازه می‌دهد که وارد این فضا شود. درنهایت هم‌ همین مساله موجب می‌شود فیلمساز جسارتی که لازمه و ذات کار اوست را از دست بدهد و با فضایی محتاط مواجه شود.

به گزارش ایسنا، مجیدی درادامه به شرایط شکل‌گیری فیلم‌های «بدوک» و «بچه‌های آسمان» اشاره کرد و گفت: شاید اگر حمایت‌های رهبر معظم انقلاب از فیلم «بدوک» صورت نمی‌گرفت، من دیگر هیچ‌گاه موفق نمی‌شدم، فیلم بسازم. اما مقام رهبری پس از این‌که فیلم را دیدند به حمایت از آن پرداختند و حتی برخی مدیرانی که به مخالفت با آن پرداخته بودند را نیز برکنار کردند.

او درباره‌ی «بچه‌های آسمان» هم گفت: این فیلم، هم فیلمی اجتماعی بود و از آنجا که دید من نسبت به انسان، دیدگاهی متعالی است، در آن فقر و موضوعات دیگر اصالت ندارد و اصالت با انسان است. اما با این حال، هیچ نهادی در کشور نبود که فیلمنامه این فیلم را رد نکند. البته این مساله برکاتی هم در پی‌داشت که می‌توان به بیرون آمدن من از حوزه‌ی هنری به‌عنوان یکی از این برکات یاد کرد. اما همین فیلم هنگامی که به اسکار رفت، همه مسوولان با آن عکس یادگاری گرفتند، حال آنکه این عکس نه‌تنها در قاب‌ها بلکه هیچ‌گاه در دل من هم جای نگرفت.

مجیدی هم‌چنین عنوان کرد: یکی از مشکلات فضاهای فرهنگی ما این است که همه می‌خواهند دیگران را شکل خود سازند. از سویی باید دراین جامعه فضایی ایجاد شود تا آستانه تحمل این جامعه مورد ارزیابی قرار گیرد تا در پی آن فضاها و معابری برای ورود به این فضا ایجاد شود.

این فیلم نیز فضایی را باز کرد تا بگوید درفیلمی که به موضوعاتی مانند فقر که معمولا مورد ممیزی قرار می‌گیرند را مورد توجه قرار می‌دهد هم می‌توان مسائل ارزشمندی مانند کرامت انسانی را مطرح کرد.

او در بخش دیگری نیز به رخت بربستن اخلاقیات از جامعه اشاره کرد و عنوان کرد: متاسفانه اکنون این بحث‌ها از خیلی از خانواده‌ها رخت بربسته و ما از آنجا که خود درست زندگی نکرده‌ایم، نمی‌توانیم شیوه درست زندگی‌کردن را به فرزندانمان بیاموزیم. فضای هنر باید به نوعی به کالبد شکافی این مساله بپردازد، اما اگر نگاه‌های تنگ‌نظرانه و موشکافانه و سلیقه‌ای وجود داشته باشند، هنرمند هیچ‌گاه نخواهد توانست به این مهم دست یابد.

مجیدی هم‌چنین اظهار کرد: اگر من نمی‌توانستم فیلم «بچه‌های آسمان» را بسازم، قطعا مسیر زندگی من دستخوش تغییر می‌شد و همین اتفاق هم برای دوره‌ای افتاد. من به‌مدت ۳ سال حرفه سینما را رها کردم و به سراغ میوه‌فروشی رفتم. واقعا مگر هنرمند از چه آستانه تحمل برخوردار است و روزی این تحمل به پایان می‌رسد. اگر این فیلم ساخته شده، این حاصل همین رنج‌ها بوده است. اما اگر ما بخواهیم به هنرمندان بگوییم تنها در مسیری خاص حرکت کنند، هیچ‌گاه شاهد خلاقیت‌های آنان نخواهیم بود.

اگر جلوی خلاقیت گرفته شود، ابتذال رشد می‌کند

مجیدی درادامه افزود: لازم است فضایی برای بروز خلاقیت‌ها فراهم آوریم و توجه داشته باشیم که با دوفیلم هیچ دولتی از بین نمی‌رود، چرا که ما اعتقاد داریم پایه‌های این انقلاب بسیار محکم است و بزرگترین زلزله‌ها هم نخواهند توانست آن را ویران کنند. تجربه جنگ نیز این مساله را به خوبی اثبات کرده است، لذا بهتر است نگران نباشیم و کمی فضا را باز بگذاریم تا نسل‌های بعد هم بیایند و حرف بزنند. کنار این حرف‌هاست که خلاقیت‌ها بروز می‌کنند و اگر در هر زمینه‌ای جلوی خلاقیت‌ها گرفته شود، بلافاصله ابتذال رشد خواهد کرد.

این کارگردان هم‌چنین عنوان کرد: یکی ازگله‌های من به آقای خاتمی هم همین مساله بود، چرا که علی‌رغم علاقه‌ای که به شخصیت ایشان دارم، باید بگویم که در دوره‌ی ایشان هم علی‌رغم فضای آزادی که وجود داشت چیزی جز ابتذال نصیب سینما ما نشد.

کارگردان «آواز گنجشک‌ها» درباره‌ی حوزه ی فیلم‌های دینی نیز گفت: جوهر دین اسلام محبت و دستگیری کردن است و در قرآن نیز بارها براین مضامین تاکید شده است. ما نیز اگر بخواهیم فیلم دینی بسازیم باید همین شرعیات دینی را تبیین کنیم. اما متاسفانه فیلم‌های دینی ما نیز وارد حوزه‌های خاصی شده‌اند و در آنها شاهد جن وپری هستیم، حال آنکه این چه دینی است که من مخاطب نمی‌توانم با آن ارتباط برقرار کنم.

او ادامه داد: اگر به طور مثال برخی تعالیم ساده دینی درباره‌ی خمس و زکات را رعایت کنیم، جامعه امنیت اصلی خود را خواهد یافت و دیگر مستضعفی نخواهیم داشت. اما این‌که بخواهیم فرمولی خاص دراین زمینه ارائه کنیم و مثلا بخواهیم با ماهی ۷۰‌هزار تومان جامعه را مصون کنیم، امکان‌پذیر نخواهد بود.

درابتدای این مراسم نیز، صدر از اساتید این دانشگاه به ذکر صحبت‌هایی درباره‌ی سینمای مجیدی پرداخت و گفت: مجیدی فطرت پاک سینمای ایران است. اگر مرحوم حاتمی را سعدی سینمای ایران بدانیم، من ابایی ندارم که بگویم مجیدی هم فطرت پاک و انسانی سینمای ایران است.

او‌هم‌چنین عنوان کرد: مجیدی دربسیاری از فیلم‌هایش دغدغه مسائل دینی و اجتماعی را داشته و برخلاف تصور غلطی که از سینمای دینی وجود دارد، در فیلم‌هایش به بسیاری ارزش‌های پاک انسانی توجه کرده است.

صدر افزود: متاسفانه علی‌رغم این‌که در جمهوری اسلامی زندگی می‌کنیم، افراد انگشت‌شماری را داریم که در زمینه‌ی فیلم‌های دینی خوب کار کرده باشند و اگر این مساله را مورد توجه قرار دهیم به خوبی متوجه می‌شویم که در آشفته بازار فعلی سینما که عده‌ زیادی برای ساخت فیلم‌های فارسی دست‌وپنجه می‌زنند، فردی مانند مجیدی اصالت خود را حفظ کرده است.

صدر مطرح کرد: به‌نظر می‌رسد درحال حاضر دست ناپیدایی در مقابل سینمای دینی ایستاده و این سینما و افرادی که در آن کار می‌کنند را نشانه گرفته است.

رضا درستکار منتقد حاضر دراین جلسه نیز درصحبتی کوتاه، خطاب به صحبت‌های صدر عنوان کرد: این‌که بخواهیم فیلمسازی مانند مجیدی را مصادره به مطلوب کنیم ظلم بزرگی درحق او است. اکنون بسیاری سعی می‌کنند مجیدی را به‌ خود نسبت دهند اما این‌گونه تعابیر ظلم به اوست.

او هم‌چنین عنوان کرد: هفته گذشته نیز طی مراسمی که در دانشگاه شریف برپا بود، عده‌ای عکس سروش را بردست داشتند و به طرح سوالاتی دراین باره پرداختند و مجیدی هم با مناعت طبع پاسخ داد. باید توجه داشته باشیم که همه ما تنه یک درخت هستیم و ممکن است این درخت درجهات مختلف ساقه‌هایی داشته باشد اما درنهایت کل ریشه آن درخاک است.

گفتنی است: این نشست که از سوی بسیج دانشگاه علامه طباطبایی و خانه شهریاران جوان برگزار می‌شد، درقالب سومین دوره جشنواره‌ «فکری جوان ایرانی، پرسش امروزی» (جای پا ) با موضوع به نقد سینمای اجتماعی و دینی برگزار شد که قرار است برنامه‌های این جشنواره در دانشگاههای دیگر با موضوعات مختلف ادامه پیدا کند.

ارسال نظر