| مهدی ادیبان | |
| ۲۵ اسفند ۱۳۸۸ | |
مقام معظم رهبری در دیدار سفرا و رایزنان فرهنگی در هفته گذشته،با اشاره به نقش فرهنگ در دیپلماسی یکی از راهبردهای مهم عرصه فعالیتهای خارجی را مطرح فرمودند. شایسته بود با گذشت حدود دو هفته از بیانات ایشان افراد و سازمانهای ذیربط واکنش درخوری را نشان میدادند اما، گویا «مظلومیت فرهنگ» تقدیری است که هنوز یادآوری و دغدغه دغدغهمندان را میطلبد. اشاره مقام معظم رهبری در توجه بخشیدن به فرهنگ در امور خارج کشور و توجه به دیپلماسی عمومی تاکید بر راهبردی است که بارها مورد اشاره ایشان قرار گرفته است. اگرچه ظاهراً اهتمام قابل توجهی در دستگاههای مسئول و مرتبط مشاهده میشود لیکن همچنان چهره فرهنگی ایران در نزد دیگر ملل به گونه بایسته ای شناخته نشده است.واز ظرفیتهای فراوان این عرصه غفلت شده است. به نظر میرسد ضعف در دیپلماسی فرهنگی در گرو عواملی چند است. ۱٫ سازمان و تشکیلات از مهمترین شرایط و لوازم در ساماندهی برنامههای فرهنگی شکلگیری سازمان و تشکیلاتی است که در تناسب با فعالیتها به مدیریت و نظارت در این عرصه بپردازد. متاسفانه تعدد دستگاهها و موسسات فعال در این عرصه بدون تبعیت از هماهنگکنندهای که نوع برنامهها را به تناسب مجریان و حوزههای جغرافیایی و نیازهای ملل تعیین کند موجب موازیکاری و حتی در مواردی تعارض فعالیتها میشود. پراکندگی برنامه های فرهنگی و عدم راهبرد مشخص در ۱۵ سال گذشته مانع شکل گیری هویتی منسجم از این حوزه شده است جریانات مختلف در این سالها برمسند سازمانهای فرهنگی کشور و دیدگاههای متعارض به این عرصه موجب آسیب ها و هزینه های غیر قابل جبرانی را به کشور تحمیل کرده است. در امور فرهنگی خارج کشور کمتر نشانی از انسجام و حرفه ایگرایی دیده میشود. و روشنترین دلیل در این امر بهرهگیری کمرمق از فنون، هنرها و ابزارهای تبلیغ و ترویج در دنیای جدید بر اساس برنامه هماهنگ است. به نظر میرسد وقت آن رسیده تا برای جلوگیری از آسیبها و هماهنگی برنامه ها ،مرکز واحدی به هماهنگی برنامه ها بپردازد. سازمان فرهنگ و ارتباطات با توجه به ماهیت و ماموریتها میتواند نقش هماهنگکننده فعالیتهای فرهنگی را داشته باشد که عدم تدوین قانون اساسنامه، تعیین تشکیلات و ساختار و وظیفه سایر دستگاهها در هماهنگی با این سازمان از جمله مهمترین لوازمی است که بایستی مورد توجه قرار گیرد. ۲٫ نیروی انسانی اغلب، نگاه رایج به فرهنگ در خارج از کشور، حیات خلوتی برای رفع خستگی و احیاناً استراحت از گرفتاریهای داخلی است. علیرغم آنکه در برخی نمایندگیها افراد متخصص و دلسوزی، زمام امر را به عهده گرفتهاند. در مواردی نیز سهلانگاری و یا عدم توجه به اهمیت مسئله موجب گماشتن افراد ناآشنا در مسئولیتهای فرهنگی و به تبع آن ،آثار نامطلوب و در مواردی سوء، بر چهره و سیمای نظام در خارج کشور داشته است. در سازمانی که متولی اصلی دیپلماسی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران است نباید نسبت نیروی انسانی ستاد به نیروی انسانی صف دو برابر باشد. یکسانانگاری فعالیت دیپلماتیک در وزارت امور خارجه با امور فرهنگی در خارج کشور از دیگر ضعفهای کار فرهنگی در خارج است. گماشتن افرادی به صرف سوابق دیپلماتیک در دستگاههای فرهنگی دلیل موجهی بر کارایی ایشان نیست. آیا بهتر نیست از افراد با تحصیلات متناسب استفاده شود. آیا بهتر نبود دستگاههای مسئول با هماهنگی دانشگاهها دورههای آموزشی مرتبط را تاسیس میکردند تا دانشجویان و استادانی متخصص به تحصیل و تدریس و بسط دانشهای بومی در این حوزه میپرداختند. گستردگی موضوع و فعالیتها و منافع مترتب بر آن شایستگی چنین اهتمامی را دارد. ۳٫ راهبردها و برنامهها روند فعالیتهای فرهنگی در خارج کشور آنچنان منسجم و متحد نیست که نشان دهنده راهبرد و برنامهای دقیق و مشخص باشد. عرصه فرهنگ به دلیل شرایط کیفی و غیرمتعین، دچار ذوق و سلیقه مجریان میشود و به تدریج مجموعه جزایری غیرمتقارن و دور از هم پدید میآیند که نسبتی با یکدیگر ندارند. به عنوان مثال؛ برطبق قانون، ۵ نهاد در زمینه فعالیتهای فرهنگی خارج از کشور شأن نظارتی دارند که عبارتند از: واحد بینالملل دفتر مقام معظم رهبری، سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، شورای عالی انقلاب فرهنگی ،وزارت امور خارجه و مجلس شورای اسلامی که باید دید آیا سازوکاری جهت جلوگیری از همپوشانی بین این دستگاهها دیده شده است یا خیر؟ از سوی دیگر حجم نیازها و مطالبات فرهنگی خارج کشور همچون داخل آنچنان زیاد است که نمیتوان مجری یا مدیری را متهم به خروج از سیاستهای کلان و کلی نظام کرد لیکن توجه به اولویتها، انسجام و هماهنگی و تبعیت از برنامهها در خارج کشور، نتایج عمیقتر و موثری را برجا میگذارد. از طرف دیگر فاصله جوامع هدف در کار فرهنگی از دسترسی دستگاههای نظارتی امکان ارزیابی عملکردها و بررسی برنامهها را عملا سلب کرده است. به نظر میرسد ایجاد مراکزی برای سنجش و رصد تاثیر برنامهها و گردآوری نیازها و مسائل اساسی در بین جوامع هدف از جمله نیازهای اساسی کلیه مجموعههای فرهنگی خارج از کشور است که، برنامهها و تولید محصولات فرهنگی رسانهای بر اساس نگاه و رویکرد داخلی و صرفا ایرانی طراحی و اجرا میشوند در حالی که ما به نگاه جهانی و منطبق بر رویکرد جامعه هدف در برنامههایمان نیازمندیم. تولید کتب، برگزاری برنامههای سخنرانی، برنامههای تلویزیونی اغلب ترجمه مطالب و محتویاتی است که برای داخل کشور تولید میشود. در حالیکه نیازها، اولویتها و زبان و قالب کار در خارج کشور شرایط و اقتضائات متفاوتی دارد. مثلاً اگر در یک کشور آفریقایی میتوان از برنامههای مذهبی نظیر عزاداری ماه محرم؛ جهت نیل به اهدافی خاص بهرهبرداری کرد. در یک کشور اروپایی ممکن است آن هدف با ابزار دیگری عملی شود. ۴٫ بهرهبرداری از منابع و امکانات موجود با توجه به وجود منابع و ظرفیتهای غنی اسلامی، ایرانی در زمینه فرهنگ؛ به نظر میرسد آنطور که شایسته است درخصوص استفاده از همه ظرفیتهای فرهنگی جمهوری اسلامی ایران؛ اقدامی در خور صورت نگرفته است. فناوری، افراد و گروههای علاقمند در خارج از کشور هموطنان مقیم خارج کشور از جمله سرمایههای ارزشمندی هستند که هر یک قادرند امکانات قابل توجهی در اختیار دستگاههای فرهنگی قرار دهند. راهاندازی رادیو، تلویزیونهای برونمرزی، گردآوری ایرانیان مقیم خارج اگرچه فعالیتهای ارزشمندی هستند که تاثیرات قابل توجهی داشتهاند اما سازمانها و دستگاههایی که در مظان این مسئولیت هستند نتوانستهاند در تناسب با شان و جایگاه نظام اقدام درخور توجهی را نشان دهند. تعامل مداوم و سازنده با ایرانیان خارج از کشور که در اغلب کشورها دارای نفوذ اقتصادی، سیاسی و علمی هستند میتواند منابع و سرمایههای فراوانی را در خدمت نظام و اهداف آن قرار دهد. امر فرهنگی با حساسیت کمتر و تاثیر بیشتر میتواند زمینهساز دیگر مجموعهها باشد. بستر فرهنگ میتواند اقتصاد، تجارت و سیاست را تقویت کند. تجربه تاریخی ایران و فرهنگ غنی اسلامی- ایرانی نمونههای متعددی از نفوذ فرهنگ به دیگر جوامع را همراه دارد که توانسته است تجار و بازرگانان حتی سفرا و شخصیتهای سیاسی را شیفته فرهنگ ایران کند و از آن مسیر زمینه روابط در دیگر زمینهها گشوده شده است. در پایان مسئولیت تاریخی به اذعان تحلیلگران و نظریهپردازان متعدد، عصر حاضر دوره «پایان» و بنبست بسیاری از پارادایمها و الگوهای کلان اجتماعی، سیاسی و اقتصادی است چرخش در علوم انسانی و تغییر دیسیپلینهای علمی نشان از تحرکات عمیق در گسلهای نظری و دگرگونی در مفاهیمی همچون تفسیر زندگی، مفاهیم بشری، حقوق انسانی دارد. این مسئولیتی تاریخی بر دوش فعالان فرهنگی خارج از کشور است که حساسیتها و ضرورتهای کنونی تعهد دوچندانی از ایشان میطلبد. کار فرهنگ، تفریح و سرگرمی نیست کاری است مردانه، عمیق و موثر و … شایسته است تا با هماندیشی و استفاده از یک خرد جمعی؛ نهادهای اصلی متولی فعالیتهای فرهنگی خارج از کشور؛ سازوکاری فراهم کنند تا از همپوشانی و موازیکاری در این حوزه جلوگیری شود و روز به روز به سمت کارآمدی و تجمیع و تمرکز فعالیتهای فرهنگی خارج از کشور پیش برویم و بتوانیم تصویر مناسبی از فرهنگ اسلامی- ایرانی به جهانیان عرضه کنیم. |
مطالب مشابه:





ارسال نظر